حتی سرویس دهنده های وبلاگ هم با گذشته زندگی می کنند
امیدورام خدا شفاش بده.
امروز دارم میرم به یه شهر دیگه که تا بحال اونجا نبودم. تقریبا داره سفرنامه ما هم میوفته رو روال.
تا بعد بدرود
دوماه در شیراز
وقتی توی تهران برگه امریه رو دادن دستم زده بود 10/6/1387 به مركز .... شیراز باید برم. تاریخ موعود رسید و رفتم. توی اتوبوس خوشبختانه یكی ازدوستان تهرانم رو هم دیدم. صبح ساعت 5 به شیراز رسیدیم. به ترمینالی كه بعد فهمیدم اسمش (شهید) كاراندیش است. به مركز مزبور رفتیم بعد از كلی دردسر و با هزارتا دعا و صلوات كه مبادا MP4 دوستم لو بره رفتیم توی مركز.......
مدت 2 ماه و 7 روز اقامت من و 314 دوست دیگه توی اون مركز طول كشید. این مدت سرشار از لحظات خوش و زود گذر و لحظات غمگین و طولانی بود. موندن 2 ساعت تمام زیر بارون و......
خلاصه بلاخره جمله معروف " اینكه برای شما خاطره است برای ما تجربه است" در مورد ما هم صدق كرد و خاطره ها به تجربه تبدیل شد.
روز رتبه بندی با معدل خوبی از كنكور .... گذشتم.
توی این مدت از مردم شیراز هیچ بدی ندیدم . همه خوب و خونگرم بودن.
هر وقت به این فكر می كنم كه وقتی دوباره دست قضا منو به شیراز برد توی هر گوشه و كنار این شهر خاطره دارم دلم می گیره. یاد بچه هایی كه هر كدوم دنیایی بودن ازتجربه های مختلف.
توی این مدت چند ویژگی خاص از شیراز رو هم به نوبه خودم كشف كردم:
1- توی شیراز سرعت گیر توی خیابونها وجود نداره ( فقط یكی دیدم) و رانندگان به خط كشی عابر پیاده و سرعت مجاز توجهی ندارن. روز اول LEADER گفت وقتی میرید بیرون حواستون باشه اینجا زیاد تصادفی داشتیم. چند باری هم نزدیك بود ... اما به خیر گذشت.
2- گربه های زیبایی، شیراز داره. خیلی پشمالو و تپل. تا حالا شهری رو توی ایران ندیدم كه گربه هایی به این زیبایی داشته باشه.
3- 110 این شهر هم كاملا از خودِ. اصلا كاری به هیچ چیز نداره.البته این كاملا مطابق با قانونه. مامورین تا وقتی كه عمل خلافی رو مشاهده نكنند یا كسی از اونها درخواست كمك نكنه حق مداخله در كار هیچ كسی رو ندارن.
4- توی شیراز راحت می تونی فیلمهای مورد علاقه خودت رو بخری و گوشه و كنار هر خیابون افراد دستفروشی هستند كه جدیدترین فیلمهای روز دنیا وایران رو با قیمت واقعا مناسبی می فروشن. البته حتی توی بازار شاهچراغ هم این افراد هستند كه اكثرا همه نوع فیلم حتی از نوع به قول چفیه بندها مستهجن هم توشون هست. توی بازار شاهچراغ كار پسندیده ای نیست و خیلی ستمه.
5- ناوگان حمل ونقل عمومی شهر خیلی خوب كار می كنه و همه جای شهر و می تونی به راحتی گز كنی.
6- توی هیچ بستنی و فالوده فروشی من صندلی برای نشستن ندیدم كه یكم عجیب بود!!
7- نسبت به شهرهای توریستی دیگه تعداد توریستهای بیشتری من دیدم اما همه از این ناراحت بودن كه چرا مردم ایران غمگین و بداخلاق هستند. وقتی من و دوستام باهاشون صحبت می كردیم خیلی تعجب می كردن و خیلی خیلی خوشحال می شدن. سعی كردم تا حدودی علت این امر رو توضیح بدم. بعد از اون هم هر توریستی رو دیدم به اون لبخند زدم و با واكنش سریع و خوشحالی از طرف اون مواجه شدم.
8- نكته دیگه كه خیلی به چشم می اومد مرمت نكردن ابنیه تاریخی بود. خیلی از ابنیه ها هنوز مرمت نشده بود و اصلا بطور كلی توجه به آثار تاریخی در شیراز نسبت به شهرهای مشابه خیلی كمتر بود.
9- اسم های با مزه ای كه در شیراز دیده می شد: بابا بستنی، بابا ابر، آق بانو، ساندویچ نیم متری و....
10 - تاکسی های این شهر تقریبا شبیه ، 110 خودمونه یعنی سبز و سفید که تا نبینی و عادت نکنی اشتباه می گیری!!!
قصور قصیده
قصور قصیده
؛در مدح صبور؛
ای صبوری، پیش چشمت پادشاهان کیستند؟
بادیه گردان که باشند؟مرده ریگان کیستند؟
شاعران را نیست یارای بیان ذره ای از مدح تو
حافظ وسعدی که باشند؟شهریاران کیستند؟
صبر تو یادآوری از صبر بی حد خداست
خضر و ایوبان که باشند؟بردباران کیستند؟
این قصیده کی تواند مدح گیسویت کند
قافیه سازان که باشند؟مدح بافان کیستند؟
بعد تو هر آرزویی در درون سینه مرد
آرزومندان که باشند؟امیدواران کیستند؟
عرصه حسّابداری عالمی چون تو ندید
جوجه استادان که باشند؟آبتینان کیستند؟
محفل ما رنگ و بویش از کمالات تو بود
یوسف و حاجی که باشند؟هم اتاقان کیستند؟
تقدیم به ستاره بی فروغ آسمان عزلت نشینان
صبور بی پایان
خدایا
دریای احتیاج پرسش مرا پاسخی نیست؟
خدایا،خداوندا......
ظهور کن،شهامتم بخش،نیرویم ده
نگاهم کن
رهایم کن
آدامس یا مخدر
وقتی برای اولین بار به زاهدان رفتم با دیدن پلاستیکهای کوچکی که ماده ای مانند سبزی پودر شده درآن بود تعجب کردم. اسم اون بسته ها ناس بود. پلاستیکها بعد از مصرف محتوی آن دور انداخته شده بود. وقتی یکی از اونها رو بو کردم نزدیک بود بالا بیارم( بعد فهمیدم که اون بوی اهک بکار رفته در اون بسته بود)
بعد از مدتی وقتی به شهرهای جنوبی استان رفتم با دیدن مردمی که همه هنگام تف کردن خون تف می کردن حسابی ترسیدم. فکر می کردم همه مریض هستند. روی در و دیوارها مثل اینکه خون ریخته باشن و این حاصل آب دهان انداختن افراد روی دیوارها و خیابانها بود. دندانهای جلوی اکثر بومی ها افتاده بود حتی کودکان و روی باقی دندانها جرم قرمز رنگی به چشم می خورد( مثل اینکه وارد شهر آدمخوارهاشدی)
بعد فهمیدم این آب قرمز خون نیست بلکه نوعی مواد خوشبو کننده یا در حقیقت نوعی مخدر پاکستانی بنام پان است.
چرا اینها رو گفتم:
هنوزداستان مصیبت وبدبختی های اكستازی كه هزاران معتاد مفنگی روی دست خانواده ها گذاشت، به آخرنرسیده بودكه چند ماه قبل،سر وكله یك مخدرتوهم زای دیگردربازار ایران وخصوصا درمناطق شرقی پیداشد ؛ مخدری كه این بار در بسته های شكیل باعكسهای هنرپیشه های خوشتیپ هندی وپاكستانی به عنوان آدامس ، پاستیل و پودرهایی با طعم نعنا و خوشبوكننده دهان وارد شده است.
این آدامسهای مخدر را خیلی راحت می شود مثل سیگار از مغازه ها خرید؛ به طوری كه خانواده هایی كه تفاوت اكس واستامینوفن را از هم نمی فهمیدند، عمرا بفهمند آدامسها وخوشبوكننده های پان چیست و تا به خودشان بیایند، آنچه نباید بشود،اتفاق می افتد .
خطراساسی این است كه این بار طعمه ها، بچه های خردسالی هستند كه2آدامس بادكنكی را به زور می چپانند توی دهانشان وآن راتق وتق می تركانند . لطفا یكی این آژیرخطررا به صدا دربیاورد.
اكس،قرص شادی،فراری،میتسوبیشی،گشنیز،happy ، صلیب، تویوتا، سان، یا - با( Ya-ba) ، ع،Speed ،عشق و آتشو... ؛ سروكله اكس وتركیبات آمفتامین كه توی بساط موادفروش های شمال شهری ایران پیداشد،هیچ آژیر خطری به صدا درنیامد. اكس با همه مخدرهای دیگر تفاوتی از زمین تا آسمان داشت؛ قرصی در بسته های شیك وخوشرنگ با اسامی توپ... قرص هایی كه بین جوانها پخش شده و آدم را خفن میبرد به هپروت؛ منقل و دود و بوی گند و كثافت هم نداشت،بنابراین لابد مثل تریاك،هروئین،كوكائین و... ترسناك نبود .
چندی است که نسل چهارم مواد مخدر با عنوان قرص های زیر زبانی(مکیدنی) و آدامس وارد کشور شده است.
پان پراگ،راجا،تایتانیک،پان عربی،ملوان زبل،ناس خارجی،پان پاکستان ،ویتامین،پان اسفناج و گوتکا مواد مخدری است که جدیدا در غالب آدمس وارد ایران شده است.
فروش ماده پان پراگ که به عنوان خوشبو کننده دهان و به اشکال گوناگون مانند آدامس و پاستیل در استانهای جنوب شرقی کشور به ویژه در سیستان و بلوچستان آغاز شده است مخدری است که علاوه بر زمینه سازی بروز سرطانهای دهان ،حنجره و لثه،در دستگاههای تنفسی و قلب و عروق مصرف کنندگان ایجاد عارضه کرده و تعادل رفتاری و حرکتی آنها را بشدت مختل می کند که با توجه به این عوارض خطرناک جسمی و روانی ،ستاد مبارزه با مواد مخدر نسبت به ان بشدت هشدار می دهد.
این آدامسهای مخدر در همه سوپر مارکتهای معمولی به فروش می رسد و با توجه به شکل آن و بی توجهی خانواده ها نیمی از دانش آموزان استانهای شرقی و قسمتهایی از آذربایجان به این مواد معتاد شده اند.
این مواد در بسته های دو در سه و مانند نمکهای رستورانی عرضه می شود و قیمت آن از 50 تومان تا 300
تومان متغیر است.
گرمای حاصل از واکنش مواد در دهان تصور اشتباه انرژی زایی را در افراد ایجاد می کند و افراد را به سمت مصرف بیشتر سوق می دهد.
آهک موجود در این مواد بیش از هر چیزی به لثه و دندانها آسیب می رساند.
پان پراگ همان مخدر ناس است که در دسته مخدرهای توهم زا قرار می گیرد.
قرص و پول و خدا
خیلی حواستون باشه هم خانمها هم اقایون. مطمئنا شما هم در مورد مصرف قرص که به تازگی بین جوونها بایب شده چیزهایی شندید یا خودتون دیدید و می دونید.. اگر هم نمی دونید حواستون به خودتون و خواهر و برادر کوچیکتون باشه که مثل فندک و سیگار توی جیب اکثر جوونها الان پیدا میشه( گفتم فندک و سیگار صد رحمت به انها). قدیما همین طور که از توی کوچه راه میرفتی بوی سیگاری(حشیش) میومد و گُله به گُله جوونها بودن که جوونیشون رو دود میکردن.
اما الان بخاطر اینکه قرص اثر بیشتری داره و بو هم نداره از این داروهای آرام بخش استفاده میکنند که هم بین خانمها رواج پیدا کرده هم بین آقایون. اثرات فوقالعاده مخربی هم روی اعصاب داره و بعد از مدتی مصرف، اعتیاد بوجود میاره که از مواد مخدر هم بدتره و در نهایت بیماریهایی مثل پارکینسون و...و سرانجام به بیمارستان ....یا تیمارستان ختم میشه.
اسم رایجترین این قرصها رو می نویسم که حواستون به خودتون و اطرافیانتون باشه:
ترامادول- بایو مادل
عوارضش هم بی خوابی طولانی، خشکی دهان، کندی حرکت، بی حالی،...
سعی كن چیزی را كه دوست داری به دست بیاوری ،
وگرنه مجبور خواهی شد چیزی را كه بدست آورده ای دوست داشته باشی...
این جمله بالا که در مورد من کاملا درست هست امیدوارم شما اینطور نباشید.
خیلی برام گرون تموم شد وقتی اون پیام کوتاه رو گرفتم. تازه فهمیدم خیلی بی اراده و خام هستم. هنوز خیلی بی فکرم که نتونستم درک کنم یکسال از عمرم رو الکی تلف کردم. اونم مثل من بود با این فرق که نتیجه زحمتی رو که کشید گرفت با اینکه خیلی پایین تر از من بود.
نمی دونم الان که فکر می کنم می بینم دیگه مثل پارسال شوق و شور ندارم و این اولین اثرات منفی این شکست هست. یکماهی بود که توی این حال و هوا بودم تا اتفاقی سری زدم به وبلاگ سیو شده یکی از دوستام رو سیستم.
یکدفعه به چند تا جمله رسیدم. یکیشون خیلی از نظر معنا و اثر محکمتر و استوارتر بود. خوندم و فکر کردم که من دقیقا توی این یکسال مصداق کاملی از این جمله بودم. پایین اون پست نوشته بود ( امام علی علیه السلام)
از امروز تصمیم گرفتم که درست بشم امیدورام توی این مدت اندک باقی مونده بتونم جبران اشتباه پارسال رو بکنم. حداقل زحمت ناکافی پارسال امسال یکم کارم رو راحتر می کنه.
شما هم به این جمله خوب دقت کنید:
خردمند به کار خویش تکیه میکند و نادان به آرزوی خویش. امام علی (ع)
البته چیزی هم هست که همیشه و در برابر شکستها به ذهن من خطور میکنه!! هیچ قطره ای بدون خواست خدا رو زمین نمی افته و هیچ برگی از درخت جدا نمیشه، پس شکست من یا در نتیجه تنبیلی و بی اراده بودن خودم بوده یا خواست خدا که حتما خیری در اون بوده!!
اما هیچ وقت نتونستم مرز این دوتا رو درک کنم که کی از تنبلی من بوده و کی خواست خدا ؟
یه چیز دیگه امروز اسکناس 2000 تومنی رو که دادم به تاکسی 3تا 500 تومنی بهم پس داد که روی هر سه تاشون سه علامت از بی فرهنگی به چشم می خورد.
از همه بدتر مهر تبلیغاتی یک سرهنگ نیروی انتظامی بود که علاوه بر اسم وفامیل نوشته بود کارشناس عالی تصادفات......
اون دوتای دیگه هم جملاتی روش بودکه زیاد مودبانه نبود.
این واقعا زشته!! تا حالا پول کشورهای دیگه رو دیدید که روش چیزی نوشته باشن. من نمی دونم چرا این صدا و سیما هیچ کار مثبتی در این زمینه انجام نمی ده.
هوای گریه دارم

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها،رها،رها، من
به من هر آنکه او دور
شده به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک
از او جدا، جدا من
نه چشم دل به سویی
نه با دلم سبویی
که تر کنم گلویی
به یاد آشنا من
ستاره ها نهفته
در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
هوای گریه با من

,Hey you
,Out there in the cold
,Getting lonely, getting old
?Can you feel me
,Hey you
,Standing in the aisle
,With itchy feet and fading smile
?Can you feel me
,Hey you
.Don't help them to bury the light
.Don't give in without a fight
,Hey you
,Out there on your own
,Sitting naked by the phone
?Would you touch me
,Hey you
,With your ear against the wall
,Waiting for someone to call out
?Would you touch me
,Hey you
?Would you help me to carry the stone
.Open your heart, I'm coming home
.But it was only fantasy
.The wall was too high, as you can see
.No matter how he tried he could not break free
.And the worms ate into his brain
,Hey you
,Out there on the road
,Always doing what you're told
?Can you help me
,Hey you
,Out there beyond the wall
,Breaking bottles in the hall
?Can you help me
,Hey you
.Don't tell me there's no hope at all
.Together we stand, divided we fall
مخلوط٬ گلچین٬ رنگارنگ
یادم می یاد که 5 ،6 سال پیش توی بازار محله قصابی بود که کنار ما مغازه داشت. یک روز می خواستم یه دستگاه پخش رو امتحان کنم اما هیچ نواری( کاست) نداشتم . رفتم پیش اون و یه کاست گرفتم و برگشتم. وقتی روی اونو خوندم نوشته بود مخلوط 80!!! ( رنگارنگ یا گلچین 80)
اینارو نگفتم که بخندیم می خاستم منم یکم مخلوط حرف بزنم:
1- حتما جدیدا بحث ازدواج موقت رو که تمام روزنامه ها و ... رو پر کرده شنیدید. بله دیگه یواش یواش اذن پدر برای ازدواج غیابی لازم نیست و در ضمن یادمه همین رسانه ها که قبلا تبلیغات منفی در مورد این کار می کردند الان هر روز یه روانشناس دعوت می کنن و از مزایای این عمل تعریف می کنن!!! والا من که موندم کدوم درسته؟؟؟
الان هر جا که می ریم کار پیدا کنیم می گن قراردادی اگه حال کردیم بازم تمدید می کنیم دیگه دوره زمونه رسمی، مُرد!!!
نتیجه اخلاقی:
